سهشنبه،23 دسامبر 2009
برای بار سوم دراین سه سالی که خارج از ایران زندگی می کنم به ایران برگشتهام و طبق معمول جاهای زیادی رفتم و آدمهایی زیادی رو دیدم اما فیلمی که دیشب در سینما آزادی دیدم بالاخره دو موضوع بهم داد برای چند خطی نوشتن در اینجا.
موضوع اول خود سینما آزادی هست، همگی به خاطرمون مونده که بعد از اون آتش سوزی شوم و چند سالی که بجای سینما آزادی و شهر قصه خرابه ای می دیدیم. مدتها راجع به طرح های مختلفی که برای سینمای جدید در نظر گرفته شده می خوندیم و طرح های متفاوتی رو از معمارها در اینجا و اونجا می دیدم. و حالا این ساختمان بد ترکیب و خطرناک! حقیقتا تا الان از بودن در یک سالن سینما اینقدر ناراحت نشده بودم و حتی کمی هم می ترسیدم و باور کنید که من سالنهای سینمای زیادی رو دیدم. من در سالن شهر هنر فیلم دیدم سالنی کوچک و مکعب مستطیل شکل بدون کوچکترین زیبایی و با دو راهرو باریک که به زحمت یک نفر! دقت کنید ۱ نفر می تونه توش راه بره. راه خروج هم ترکیبی از راه پله های باریک و پله برقی بدون نشانه ای از استاندارد بودن، اصلا نمی خواهم به زمانی فکر کنم که خدایی نکرده اتفاقی بیافته و مردم بخواهد سالن رو به سرعت و سرآسیمه ترک کنند، شرم آور و مضحک هست ساختن ساختمانی به این بزرگی و با اینهمه تبلیغات در این زمانه و حتی کمی هم فکر نکردن به جان و ایمنی مردم. اطمینان دارم دوستانی که سر رشته ای از معماری دارند می توانند ایرادهای بیشتر و اساسی تری از این ساختمان بدظاهر و خطرناک بگیرند. من که شخصا سعی می کنم دیگر از سالنهای این سینما که بیشتر به تله مرگ شباهت دارند استفاده نکنم.
اما موضوع دوم فیلم کم نظیر، زیبا، دوست داشتنی و تفکربرانگیر"تنها دو باز زندگی می کنیم " هست. فیلمی بسیار پخته، ظریف و دوست داشتنی اولین کار آقای بهنام بهزادی، فیلمی سراسر از جزئیات دوست داشتنی و ملموس در نتاسب با داستان.
ماجرای فیلم داستان مردی راننده مینی بوس است در آستانه چهل سالگی که سالها پیش از دانشکده پزشکی اخراج شده و بعد از اتفاقی که برایش می افتد حالا تصمیم می گیرد در مدت هشت روز تا پایان زندگی اش تمام نکرده ها، ناگفته ها و حسرت های گذشته را که در این سالها به حسرت های بزرگی تبدیل شده اند را انجام دهد و در روز تولدش از دنیا برود.
سیامک شخصیت مرد فیلم سرشار از مرگ و سردی هست اما با آرامشی دوست داشتنی و در عین حال کمی هم ترسناک، مرگی زیبا و تاریک برعکس شهرزاد شخصیت زن فیلم سرشار از زندگی، دوست داشتن و امید است، نور.
بهنام بهزادی درگیر پزهای روشنفکری نشده و فیلمی ساخته کم نظیر در سینمای ایران، فیلمی آری از دین، فیلمی زیبا، انسانی و واقعی سرشار از دیالوگهای ناب، صحنه ها و لوکیشنهایی که با فکر انتخاب شدهاند. افسوس که صدابرداری فیلم چندان جالب نبود. پازل بازی آقای بهزادی و بردن جلو و عقب بیننده در زمان هم به قدری ماهرانه انجام شده و فیلم نامه هم به قدری صیقل داده شده است که بیننده نه تنها سردرگم نمی شود بلکه لذت هم می برد. فیلم سرشار از ریزه کاری هایی دوست داشتنی و استادانه هست برای نمونه تابلو نیمه کاره شهرزاد، تابلو مادر فوت شده سیامک روی طاقچه، مینی بوس خالی و تنهایی سیامک و چهار ماده اساطیری ایرانی اب، باد، خاک و آتش در صحنهی به آتش کشیده شدن مینی بوس.
من خیلی کم پیش اومده در اینجا فیلمی را معرفی کنم و پیشنهاد بدم برای دیدن بیشتر تئاتر معرفی کردم ولی اینبار شدیدا شما رو ترقیب می کنم به دیدن "تنها دوبار زندگی می کنیم" که در این آشفته بازار سینمای ایران و انبوه فیلمفارسی های نو غنیمتی هست.
*يكي از ديالوگهاي فيلم
منبع عکس: سایت سینمای ما
لینکهای مرتبط:
پرونده فیلم در آی ام دی بی
داستان عاشقانهی آقاي ابر و خانوم آفتاب
مرد مرده ای که یه جورایی خارج می زد
آه ای یقین یافته بازت نمی نهم!
يكي از بهترين وقتهای زندگیمان
مراسم افتتاحیهی اکران فیلم
گالری عکس فیلم
Posted at 10:31
عکسی در فوتوبلاگم از سفرم به ورشو
ولیعصری که بود
یکشنبه، 7 سپتامبر 2009

یکی از دوستان عکاسم به نام KAJ LEHMANN یک سری عکس دارد به نام: جستجو برای یافتن مرکز شهر. می خواستم فقط به این مجموعه عکس در لینکدونی لینک بدهم ترسیدم کم دیده شود. از دستش ندهید.
Posted at 22:43
شنبه، 6 سپتامبر 2009
یکم با کمک دوست لینوکس بازم سعید زبردست که واقعا ممنونش هستم. دارم ه دستی به سر و روی وبلاگ می کشم امیدوارم که این تمیزکاری ها باعث بشه من منظم تر اینجا رو به روز کنم.
Posted at 11:31
چهارشنبه، 3 سپتامبر 2009
اون روزهایی رو یادتون میاد که تفریبا هر وبسایتی کنار آدرسش آیکون نت اسکیپ رو داشت؟ اون روزهایی که دیدن یک فلش برامون خیلی جذاب بود. من که خودم به شخصه اولین صفحه ای رو که دیدم یادم هست ام اس ان سریع به آشپزخونه دویدم تا مادرم رو بیارم تا اون هم این چیز فوق الاده رو ببینه. یادم هست تا مدتی همینطور خیره شده بودم به صفحه مانیتور و برام خیلی جالب بود که اخبار لیگ فوتبال آمریکایی رو می تونستم توی اتاقم اینور دنیا ببینم.
امروز روزنامه بریتانیایی تلگراف مقاله جالبی داره در همین مورد نویسنده به کمک سایت آرشیو نگاهی داشته به بیست سایت معروف امروز در زمان شروع به کارشون. من تعدادی از این سایت ها و تصاویرشون رو که برای ما ایرانیها آشناتر هستن اینجا میارم برای دیدن باقی سایت ها به مقاله اصلی می تویند مراجعه کنید. البته باید بگم که همونطور که خواننده های تلگراف هم متذکر شدند با توجه به تاریخ بعضی از صفحات معلوم هست که اونها دقیقا مربوط به اون روز اول سایت نیستند. در هر حال کلکسیون جالبی هست و به ما یادآوری می کنه که زمان در دنیای اینترنت حتی سریعتر از دنیای ما می گذره.
۱. گوگل شروع به کار ۱۹۹۶

۲.یاهو شروع به کار ۱۹۹۴

۳. فیس بوک شروع به کار ۲۰۰۴

۴. مای اسپیس شروع به کار ۲۰۰۳

۵. ویکیپدیا شروع به کار ۲۰۰۱

۶. یوتیوب شروع به کار ۲۰۰۵

۷. اپل شروع به کار ۱۹۸۷ (تصویر مربوط به سال ۱۹۹۶ است)

۸. تویتر شروع به کار ۲۰۰۶

۹. آمازون شروع به کار ۱۹۹۵

۱۰. دل شروع به کار ۱۹۹۶

۱۱. بلاگر شروع به کار ۱۹۹۹

Posted at 18:37
یکشنبه،31 اوت 2009
امروز روز جهانی وبلاگ هست. بلاگ برای من به شخصه دریچه ای بوده و هست که با کمک اون با اشخاص و طرز فکرهایی آشنا شدم که عملا بدون واسطه وبلاگ امکان نداشت. من از این بابت همیشه خوشحال هستم که تو اون مرداد ماه گرم سال ۱۳۸۱ بعد از چند ماه کلنجار رفتن با خودم و دوستم عطا بالاخره تصمیم گرفتم وبلاگ رو شروع کنم و تا امروز هم درگیرش هستم. مرداد امسال این وبلاگ وارد هشتمین سال خودش شد.
طبق رسم این روز پنج تا از وبلاگهایی که در این سال دنبال می کردم و برام جالب بودن رو لیست می کنم:
۱. دیزی راکر: در سال ۲۰۰۹ فقط یک نوشته داشته اما هنوز هم به یادش هستم و فیدش رو دنبال می کنم به امید اینکه دوباره شروع کنه.
۲.اقتصادانه: یادداشتهای اقتصادی آقای حجت قندی. اقتصاد یکی از موضوعات مورد علاقه این چند سال اخیر من هست و ویلاگ آقای قندی هم از بلاگهای خوب در این باره.
۳.سردبیر دیپلم: از وبلاگهای صمیمی و دوست داشتنی با یک نویسنده با مرام که این روزها کم پیدا می شه شبیههشون
۴.من من: یادداشتهای جالب نریمان در مورد تقریبا همه چیز از روزمرگیهایش تا اوضاع کشور و زندگی شهری.
۵. یک پزشک: بگذارید برای آخرین بلاگ از بلاگ قدیمی و دوست داشتنی آقای دکتر مجیدی نام ببرم که حقیقتا می تونه برای بلاگرهای دیگه فارسی زبان الگو باشه با این حجم تولید محتوا و مطالب خوندی.
مطالب قدیمی من راجع به روز جهانی وبلاگ در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷
Posted at 17:05
|comments [17]
از فوتوبلاگم
دوشنبه،25 اوت 2009

این هم جوراب هایی با طرح مداد و کاغذ در یک کلام شاهکار!
باید اضافه کنم که این اولین مطلب از دسته بندی جدیدی هست به نام ایده که به وبلاگ اضافه کردم.
Posted at 14:42
|comments [3]
جمعه،22 اوت 2009
تا بال نداشتم قفس تنگ نبود...
Posted at 22:47
|comments [5]
قدیمی ولی حقیقتا خواندنی
دوشنبه،14 ژوئیه 2009
یک روز صبح بیدار شدم، خورشید نبود...
ش
Posted at 21:48
|comments [2]
سهشنبه، 8 ژوئیه 2009
یکی از دوستان بریتانیاییام عکس زیر رو فرستاده و با خوشحالی برام نوشته که با دیدنش به یاد من افتاده! بابا بازم دم خودمون گرم اگر هم با دیدن یه همچین جایی یاد کسی افتادیم براش نمی فرستیم و الکی هم که شده می گیم فلان روز تو پارک یا باشگاه یادت افتادم.

Posted at 18:06
|comments [3]
زمانیکه به 30 سالگی می رسیم، مغزهای ما آهسته و ثابت، مسیر یک منحنی نزولی را در پیش می گیرند. اما این تنزل شناخته شده یک عارضه جانبی غیرقابل فرار نیست، بلکه اخیرا گفته می شود شما می توانید با روشهایی تغییرات مربوط به افزایش سن را خنثی کنید. روشهای ساده ای که فعال بودن شما را تضمین کند و نیروی ذهنی تان را قوی نگه دارد.
شنبه،17 مه 2009
عجب زندگی مدرن با آدم بازی می کنه، خبر عروسی کسی رو که تمام سالهای دبیرستان و دانشگاه رو باهاش بودی رو باید از زبون نفر سوم بشنوی...
Posted at 21:32
پنجشنبه،15 مه 2009
کلدپلی (ویکی پارسی) آلبوم جدیدش را به صورت مجانی از طریق وب سایتش در دسترس دوستدارانش قرار داده، اگر به این گروه و کارهاشون علاقه دارید می تونید تا پایان آخرین تور گروه در سال ۲۰۰۹ این البوم رو که اجرای زنده ۹ آهنگ محبوب گروه هست از این آدرس دانلود کنید
Posted at 16:53
|comments [2]
یکشنبه،27 آوریل 2009
و ممنون از فابیو جانواریو این بازیکن دوست داشتنی، شب خاطرهانگیزی بود.
لطفا فقط طرفدارهای سه تیم بالای جدول کامنت بگذارن
Posted at 21:21
|comments [1]
دوشنبه،14 آوریل 2009
خلاصه اینکه روز بازی آخر تیم ملی و پیش از حال گیری اون داشتم تو سایتهای صدا و سیما می چرخیدم ببینم می تونم از رادیو یا تلویزیون بازی رو دنبال کنم که رسیدم به سایترادیو دات آی آر سایت رسمی رادیو قضاوت با خودتون ولی فکر نمی کنید که خیلی زشت باشه سایت رسمی رادیو یه مملکت دو تا اشتباه دیکتهای خندهدار داشته باشه تو صفحه اولش، اشتباه نکنید این جانداختن یه حرف نیست این اشتباه فقط نشونه بی سوادی هست
everywhere and everyone NOT Evry one, evry where
سایت رو چک کنید با اینکه من تنبلی کردم و نوشتن این مطلب رو از روز بازی تا امروز عقب انداختم ولی هنوز سایت همین شکلی هست.
Posted at 19:22
|comments [2]
پنجشنبه،13 مارس 2009
مدت زیادی هست که اینجا چیزی ننوشتم. یک مدت هم که سایت به علت استفاده بیش از حد از پهنای باند و یک مدت هم برای استفاده زیاد از ری سورسها! دردسترس نبود واقعا من که سر در نیاوردم آخه مگه کسی هم به اینجا سر می زنه که پهای باند سایت تموم بشه؟ بگذریم مشغول درس و زندگی و امتحانات هستم، تنها زندگی کردن از اونی که به نظر می رسه وقت گیرتر هست.
اما قصدم از این نوشته گفتن اینها نیست.
امروز (۱۳ مارچ ۲۰۰۹) روزComic Relief Day هست که دقیقا نمی دونم چی باید ترجمه اش کنم. این سنت قشنگ از سال ۱۹۸۵ برای کمک قحطی اتیوپی شروع شد و هر یک سال در میان برگذار می شه. این روز یک جورهایی نیمه تعطیل هم هست برای مدارس مثلا دانش آموزها لباس فرم معمولشون رو نمی پوشند و یا مثلا امروز در دانشگاه ما دو نفر از پرسنل که از طرفداران لیورپول و اورتون بودند تمام روز رو با لباس تیم رقیب گشتند و در حدود ۸۰۰ پوند کمک جمع کردند. در این روز خیلی از هنرپیشهها، ورزشکارها و خوانندهها هم با کارهای خنده دار سعی در جمع آوریکمک می کنند. اصلیترین راه کمک هم خریدن یک دماغ گندهی قرمز هست به بهای حداقل یک پوند،دماغ های هر سال هم اسم مخصوص خودشون رو دارند!، گرچه می تونید این دماغ رو هم نگیرید. البته من چون تمام روز رو در کتابخانه بودم دماغ قرمز نگرفتم بلکه یکی برای خودم کشیدم و از طریق سایت کمک کردم، اگر دوست داشتید شما هم می تونید کمک کنید.
Posted at 20:44
جمعه، 7 فوریه 2009
داشتم یک کتاب مایکروبیولوژی عمومی می خوندم در جایی از کتاب نوشته بود که اگر به یک تک باکتری با زمان دوبرابر شدن ۲۰ دقیقه (زمان تولید نسل جدید) اجازه بدهیم با شرایط مناسب و بدون هیچ گونه عامل بازدارنده به مدت ۴۸ ساعت تولید مثل کند، وزن کلنی باکتریها (مجموعه باکتریها) ۴۰۰۰ برابر وزن کره زمین خواهد شد!
این حقیقت وقتی جالب تر میشه که بدونیم وزن اون تک باکتری اولیه ۱۰ به توان منفی ۱۲ گرم بوده! خب البته می تونید حدس بزنید که این سناریو هیچ وقت اتفاق نمی افته به دلایل مختلف، مثل تمام شدن ذخیره غذایی کلونی و یا تغیر pH محیط و البته دلایل دیگر.
Posted at 09:26
از فوتوبلاگم
جمعه،17 ژانویه 2009
از طریق ویدئو پادکست وب سایت مک ورلد با دو اسکرین سیور زیبا و جالب آشنا شدم. اولی اشکال جالبی با شکلهای مختلف درست می کنه که بنا به صداهای محیط واکش می دهد به این معنی که مثلا اگر بلند عطسه کنید توده بزرگی از اشکال رنگی ایجاد می کنید و اگر به آرامی نجوا کنید توده های کوچکی ایجاد خواهید کرد، این اسکرین سیور رو برای سیستم عامل مک از اینجا می تونید بارگذاری کنید.
دومی اما یک اسکرین سیور کلاسیک هست، این اسکرین سیور که برای اجرا به یک کامپیوتر قوی نیاز دارد تنها ساعت را نمایش می دهد اما به زیباترین شکل ممکن، بارگذاری برای سیستم عامل مک و ویندوز (مراقب باشید فایل کمی بزرگ است، دقیقا ۱۳۷ مگ) خودتان ببینید:
Posted at 15:12
شنبه،11 ژانویه 2009
حدود دو روزی هست که به بریتانیای همیشه ابری و کسل کننده برگشتم، در چند روز آخرم در تهران و در زمان مک ورلد یکی از خبرها این بود که گوگل نرمافزار محبوب و دوست داشتنی پیکاسا رو برای مک عرضه کرده، اما وقتی خواستم پیکاسا رو از سرورهای گوگل دانلود کنم با پیغامی مواجه شدم که می گفت متاسفانه این نرمافزار از کشور شما قابل دسترسی نیست! خب اولین کاری که بعد از دانلود پیکاسا و راه اندازیاش برای خودم کردم این بود که اون رو در این آدرس آپلود کردم برای دسترسی دوستانی که از مک استفاده می کنند و دوست دارن در کنار آی فوتو از پیکاسا هم استفاده کنند. البته توجه داشته باشید که پیکاسا هنوز بتا ورژن هست، اینجا و اینجا می تونید مقالاتی راجع به پیکاسای مک و امکاناتش بخونید.
Posted at 15:56
گویا دنیای اقصاد بدون مرز بودن اینترنت را فراموش کرده که دو قیمت متفاوت برای اشتراک درون و برون مرزی گذاشته است
اگر از خوره های سیستم عامل مکینتاش باشید احتمالا با این سایت و معماهای پیچیده و در عین حال جذابش آشنایی دارید. مک هیست امسال به مناسبت کریسمس روی درخت کریسمسش چندتایی نرمافزار پولی را به صورت مجانی گذاشته که یکی دوتاشون اپلیکیشنهای بدردبخوری هم هستن.
Posted at 06:05
شنبه،28 دسامبر 2008
تفسیر عشق ما غلط است،
شاید بخاطر این است که تنها مانده ایم
- بافت شده از گوشه ی دفتری قدیمی، از صحبتهای استادی که اسمش را فراموش کرده ام.
Posted at 08:05
مقصد جورج اشتاينمتز، عكاس و خلبان آمريكایی كه با پاراگلايدر موتور دار خود به ايران آمد، كوير ايران بود.
میل جنسی هر چند ریشه ی خود را در غریزه دارد، اما همان گونه که روانشناسان، جامعه شناسان و مردم شناسان به ما نشان می دهند، عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری و چگونگی بروز این گرایشات، نقشی انکار ناپذیر دارند.
آدم میتواند به "افتضاح" عادت کند و از "هیچی" هم شکرگزار باشد. درست هانطور که درباره غذاهای فوری اتفاق افتاده است.
لینکدونی [دوشنبه،22 دسامبر 2009] [
